هزارتو

نام فیلم :        فیلم هزارتو
کارگردان :       امیرحسین ترابی
زمان پخش :   ۱۳۹۷

فیلم هزارتو

خلاصه داستان فيلم لابيرنت:
نگار كه نقشش را ساره بيات بازی ميكند بعد از فوت همسرش اسفنديار مجبور به ازدواج با امير علی ( شهاب حسينی ) ميشود، و بچه آنها برديا گم ميشود.
فيلمنامه هر لحظه يك آس دل براي ما رو ميكند، ما بعداً ميفهميم كه برديا پسر نگار و اسفنديار است و امير علي پدر او نبوده، امير علی شريك و دوست اسفنديار بوده و بعداً ميفهميم كه امير علی در جاده با حالت مستي رانندگي ميكند و تصادف ميكند واسفنديار كه همراه او بوده  ميميرد.
او خود را مصبب مرگ اسفنديار ميداند و با همسرش نگار از دواج ميكند. 
ما فكر ميكنيم او نگار را دوست داشته دلسوز او بوده ولی از افسردگی نگار بعد از زايمان سوءاستفاده كرده و با دوست صميمی او بيتا ( غزاله نظر ) رابطه داشته كه در فيلم اين رابطه توسط خود بيتا لو ميرود، امير علي نسبت به بيتا هم كم لطف بوده و بارها ميخواسته با او بهم بزند و ما ميفهميم كه او مدتي هم باردار بوده و به دليل بی مهريه امير علی آن را سقط ميكند. 
امير علي كاراكتر بلاتكليفي دارد حتي در جايی ميگويد ميخواسته با بيتا رابطه اش را تمام كند،
او خود را باعث گم شدن پسر نگار ميداند چون او را در ماشين تنها جلوی خانه نگار گذاشته و از ترس آبرويش حتي به پليس هم دروغ ميگويد،
ولي او هر كار از دستش بر بيايد برای پيدا كردن برديا انجام ميدهد، حتی به كسی كه ادعا دارد براديا پيش او است بدون اينكه به پليس خبر دهد ديدار ميكند و پول زيادی ميدهد ولی در فيلم ما بعد ميفهميم از طرف نريمان خواهر نگار اين اتفاق افتاده تا بتواند پولی كه فكر ميكرده حقش است و اسفنديار قرار بوده به او بدهد را اينگونه از او بگيرد.
نقش نريمان را پژمان جمشيدي بازي ميكند، او از اميرعلي دلخوش ندارد و گم شدن برديا را تقصير او ميداند، و اما بيتا، بيتا كه دوست صميمي نگار بوده و در فيلم هم اشاره ميشود كه مادر نگار به او ميگويد چطور توانست با امير علي وارد رابطه شود بيتا مانند خواهر نگار بوده، و اما بعداً در فيلم ما ميفهميم كه بيتا قبل از اينكه نگار با امير علي ازدواج كند  عاشق امير علي بوده و اين موضوع را بارها به نگار ميگويد ولی هيچوقت فرصت نشد كه موضوع را علنی كند، و در آخر نگار بود كه با امير علی ازدواج كرد.
بيتا خود اين مسئله را به نگار ميگويد،
و در آخر فيلم ما متوجه ميشويم بيتا دنبال مردی هست  به نام داريوش كه ظاهراً با هم كار ميكنند، داريوش بيماری قند خون دارد و به دليل هيجانات زياد حالش بد ميشود و به كما ميرود و ميميرد. و باز يك رمز گشايی ديگر اينكه گم شدن برديا با هماهنگی بيتا بوده، او برديا را دست داريوش ميسپرد تا انتقامش را از نگار و امير علی بگيرد، 
براي اينكه در فيلم اشاره شد امير علی قصد داشته با بيتا بهم بزند، و بيتا به اجبار از امير علی ميخواهد به ديدنش برود، او ميدانسته اگر اميرعلی بيايد برديا را همراه خود ميآورد و نقشه ربوده شدنش را كشيد، و در پايان تنها داريوش از جای برديا خبر داشته و او هم مرده، در پلان آخر دوربين برديا را در سوله ايي خارج شهر نشان ميدهد كه امكان فرار يا پيدا كردنش صفر است. و بيننده را در يك هزار تو جا ميگذارد.

نكات قابل بررسی فيلم:
 
لابيرنت كه با اين نام در ٣٧ مين دوره جشنواره فيلم فجر حضور پيدا كرد و درخشيد ولي در اكران با بي مهري مواجه شد، اسمش عوض شد چون با اسم لابيرنت مجوز اكران ندادند، و فيلم تمام موفقييتي را كه در جشنواره مسب كرد را به فنا داد و تبديل به فيلمي بينام و نشان شد،
ترابي كارگردان فيلم سالها تجربه دستياري و كار در زمينه هاي مختلف سينما را داشته و از اين رو انتظار زيادي از كارگردان ميرود. ولي آنقدر ابهام در فيلم هست و در هر سكانس يك رمز گشايي صورت ميگيرد، كه مخاطب در وهله اول ميپذيرد ولي بعد مخاطب است كه پيشي ميگيرد و پيش از آنكه لو برود مخاطب حدس ميزند.
آنقدر از همان وهله اول فيلم پر سر و صدا و شلوغ است كه بيننده را خيلي زود در باتلاق مي اندازد و تلنگر را ميزند كه با يك فيلم معما گونه و سر در گم مواجه هستيم.
 

تیزر دیدنی فیلم هزارتو

عوامل فیلم هزارتو

امير حسين ترابی كارگردان فيلم و اين فيلم اولين تجربه كارگرداني اش است،
فيلمنامه نوشته طلا معتضدی است.
كه هم نويسنده و مشاور فيلم است و هم نامش وزنه سنگين فيلم است مانند نام مازيار ميری كه به عنوان مشاور در تيتراژ آمده. ديگر عوامل فيلم عبارتند از:
بازيگران: شهاب حسينی، ساره بيات، فريبا جدی كار، مريم معصومی، غزاله نظر، شيرين يزدان بخش، پژمان جمشيدی، ( تركيب بازيگران بسيار عجيب است، يكي بازيگر خوش نام ديگري فوتباليست كه البته نشان داده توان بازيگری دارد و يكی ديگر عروسك گردان ، ولی اين تركيب در مجموع خوب در آمده البته به بحث بازيگرها در نقد ميپردازيم.
تدوين: سپيده عبدلوهاب
صدابردار: داريوش صادقپور 
طراح صحنه: حجت اشتری
طراح گريم: سيد جلال موسوی
طراح لباس:ندا نصر
جلوه هاي ويژه بصری: وحيد قطبی زاده
جلوه هاي ويژه ميدانی: آرش آقا بيك 
دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: حسين فلاح  
مدير تداركات و جانشين توليد: امير يمينی 
عكاس: آرزو اتحاد
منشي صحنه: ماريا مير نژاد
مشاور رسانه ايي : سعيده الله دادی
جانشين تهيه كننده : سيد احمد سيد پايداری
مجري طرح و مدير توليد: حسين اكبری
فيلم لابيرنت توسط مؤسسه فرهنگی هنري اكسيژن ايرانيان نوين كيش در كانون ايران نوين توليد شده است.
 
طه ي قوت فيلم آن است كه از همان ابتدا به طرزي نفس گير مخاطب را درگير كرده جوري كه حتي نميتواند پلك بزند. وقت را تلف نميكند، ريتم فيلم بسيار بالاست و تا آخر از ريتم نمي افتد ، اكثر صحنه ها در قاب هاي مديوم بسته شده اند و اين نزيك شدنش را به مخاطب بيشتر ميكند و بيننده را درگير تر، فيلمنامه داستاني شايد تكراري داشته باشد ولي آنقدر نفس گير جلو ميردو كه حتي پلك زدن را سخت ميكند براي بيننده، اين مدل فيلمنامه ها حرف براي گفتن زياد دارند، ولي يك عالم سوال بيجواب در فيلم داريم را جب به كاراكترها  كه بايد بگوييم براي شخصيت  بيتا بازيگر با كاراكتري كه ارائه داد مأنوس نبود و نشد، يك نوع تنش در رفتارش در كل فيلم ديده شد، حالت چهره اش يك مدل پريشان و نگران بود و تغيير نمي كرد، بيننده از اين همه طلبكار بودن خسته ميشد، چرا بايد اين قدر وقيحانه موضوع رابطه اش را با شوهر صميمی ترين دوستش را به گوش همه برساند؟! حتی اين مسئله جداي از فيلم بيان كردن و نشان دادنش در سينما به اين حد وقيحانه درست نيست و بدتر آز آن توجيهی كه ميكند اينكه رو به نگار بگويد تقصير خودت بوده كه ما بعد ميفهميم ماجرای افسردگی بعد از زايمان و مرگ همسرو … 
از همان لحظه اول كه كاراگاه وارد قاب ميشود گويی همه چيز در حال دريدن براي پيدا كردن برديا است و بعد از آن پشت سر هم رمز گشايی. نقطه ي قوت فيلم داستان پردازی آن است كه باعث ميشود فرصت نفس كشيدن  را بيننده پيدا نكند. البته موقعييت فيلم باعث ميشود بيننده در يك موقعييت بحرانی رها شود و بلاتكليفي ها و پنهان كاري هاي بيش از حد مخاطب را آزار داده  
تا جايي پيش ميرود كه بيننده را گول ميزند و اطلاعات نادرست ميدهد.افراط در پنهان كاري آنقدر زياد است كه حتي بعد از اتمام فيلم بيننده يك عالمه سوال  حل نشده دارد. اينكه جوري نشان ميدهد كه بيتا خواهر نگار است.
يك سوال ديگر و شايد ايرادی كه ميتوان به فيلم گرفت اينكه چطور ميشود بيتا نقشه ربوده شدن برديا را كشيده و هماهنگ كرده اما نميداند داريوش برديا را كجا پنهان كرده؟! 
يعني نقشه ايي با اين حد هوشيارانه 
كشيده شده بعد جای برديا مشخص نبوده؟ فقط قرار گذاشته شده كه داريوش برديا را با خود ببرد و قايم كند! 
فيلم به لحاظ داستان پردازی و اجتماع زمان حاضر ديدني است،
اينكه اتفاقهايي در فيلم افتاد كه ممكن است براي هر كسي بيفتد و اينكه انسان از يك لحظه بعد خود خبر ندارد ، 
داستان داستان تلخ بچه دزدي است اما به همان اندازه كه تلخ است جذاب هم هست.
 
من شيرين ظهیری سعی كردم با نوشتن و تحليل اين اثر سهمی داشته باشم در بهتر فيلم ديدن يا اينكه فيلم خوب بهتر است بهتر ديده شود. فيلم برای مخاطب عام و خاص است و به شدت سازگار با زمانه ما .
 
شهاب حسینی
ساره بیات
پژمان جمشیدی

نویسنده : خانم سوزان صفانیا

فیلم های پیشنهادی :

عاشقانه ۱

سریال عاشقانه 1

هومن سیدی در سریال عاشقانه ۱

سریالی عاشقانه از اتفاقات جالب با حال و هوای جوانان و زندگی روزمره تعدادی جوان بهمراه بخش هایی از طنز و نگرانی هایی جوانان امروزی.

سریال هم گناه

سریال همگناه

سریال همگناه برخلاف سریال های دیگر شامل بیش از ۴ موضوع خانوادگی و اجتماعی است که هر یک به نوبه ی خود میتواند داستان یک فیلم باشد. درگیری هر یک از شخصیت های فیلم در آن جایگاه بسیار دیدنی است. 

سریال دل

سریال دل

سریال عاشقانه دل داستان دو …… است که از ابتدای فیلم عاشق یکدیگر شده ولی در روز عروسی با دزدیده شدن عروس توسط یکی از آشنایانش داستان زندگی این زوج به کلی تغییر میکند.

سریال آقازاده

سریال آقازاده

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطر آنچنان که لازم است.